من ایده هایی که در حین نوشتن سراغم میاد را بهتر میتونم پرورش بدم برای پرورش بهتر ایده هایی که در زمانی غیر از نوشتن میاد چه راهکاری را پیشنهاد میدهید؟
سلام وقتتون بخیر.
مدتیه احساس میکنم ذهن پرسشگر ندارم. تو بیشتر موقعیتها خیلی بهندرت برام سؤال پیش میاد.
میخاستم بدونم این موضوع میتونه یه ضعف محسوب بشه؟
از طرف دیگه، مطمئن نیستم تعریف درستی از «ذهن پرسشگر» دارم یا نه؛ ممکنه برداشت من خام یا نادرست باشه، یا شاید برای پرسشگری فرایند خاصی باید طی بشه.
دوست دارم بدونم داشتن ذهن پرسشگر چقدر اهمیت داره؟
آیا هر نوع پرسشی ذهن رو ورزیده میکنه؟
و در نهایت ذهن پرسشگر و تفکر نقاد چه نسبتی با هم دارن؟
سلام و درود
من هر بیشتر روزها احساس میکنم که در ذهنم جمله های زیادی هست که میتوانم بنویسم اما چون ذهن پر از دغدغه های روزمره است یا خیلی وقتها جمله ها رو فراموش میکنم و یا فرصت نوشتنش رو پیدا نمیکنم،چیکار کنم که بتونم هرچیزی که به ذهنم میاد رو به شیوه ی یک متن زیبا دربیارم؟
من ذهن خیلی خوب و خلاقی دارم و میتونم واژه هایی رو سر هم کنم و ازشون کار بکشم که هیچ کس حتی بهشون فکر نمیکنه ! میتونم جوری به جزییات بپردازم و زیبا بنویسم که همه مجذوب متنم بشن ! ولی مشکلی که من دارم روی شروع هست ؛ معمولا اگر بخوام نوشته ی خوبی بنویسم باید نیم ساعت یا بیشتر به ابتدای متن و نوشتار فکر کنم و اگر اونو بنویسم بقیه کار حل میشه ولی همیشه حس میکنم شروع متن را با اینکه خیلی طولش میدم ، خیلی خوب شروع نمیکنم و همین باعث زشت شدن بقیه ی متن میشه !
سلام وقت بخیر
من تو یه پاکست با شما آشنا شدم من خیلی لذت میبرم از اینکه مینویسم
و پر از شادی و عشق میشم وقتی برای کسی میخونم
و لذت میبره
اما گاهی ایده ای دارم نمیتونم بنویسم
ذهنم از دستم به قلم و از قلم به صفحه نمیاد
گاهی هم مینویسم میترسم از خواندنش
میترسم شبیه نباشه با نوشته های جهان
بعضی اوقات قوانین رو رعایت نمیکنم در نوشتن نمیدونم این خوبه یا بد
و دایره لغاتم هم محدود هست
سلام وقت بخیر
من تو یه پادکست با شما آشنا شدم من خیلی لذت میبرم از اینکه مینویسم
و پر از شادی و عشق میشم وقتی برای کسی میخونم
و لذت میبره
اما گاهی ایده ای دارم نمیتونم بنویسم
ذهنم از دستم به قلم و از قلم به صفحه نمیاد
گاهی هم مینویسم میترسم از خواندنش
میترسم شبیه نباشه با نوشته های جهان
بعضی اوقات قوانین رو رعایت نمیکنم در نوشتن نمیدونم این خوبه یا بد
و دایره لغاتم هم محدود هست
9 پاسخ
من ایده هایی که در حین نوشتن سراغم میاد را بهتر میتونم پرورش بدم برای پرورش بهتر ایده هایی که در زمانی غیر از نوشتن میاد چه راهکاری را پیشنهاد میدهید؟
برای تقویت تخیل و خلاقیت چه تمرینهایی پیشنهاد میکنید؟ اصلن تقویت خلاقیت تمرینپذیر است یا ذاتی و از الهام میآید؟
سلام وقتتون بخیر.
مدتیه احساس میکنم ذهن پرسشگر ندارم. تو بیشتر موقعیتها خیلی بهندرت برام سؤال پیش میاد.
میخاستم بدونم این موضوع میتونه یه ضعف محسوب بشه؟
از طرف دیگه، مطمئن نیستم تعریف درستی از «ذهن پرسشگر» دارم یا نه؛ ممکنه برداشت من خام یا نادرست باشه، یا شاید برای پرسشگری فرایند خاصی باید طی بشه.
دوست دارم بدونم داشتن ذهن پرسشگر چقدر اهمیت داره؟
آیا هر نوع پرسشی ذهن رو ورزیده میکنه؟
و در نهایت ذهن پرسشگر و تفکر نقاد چه نسبتی با هم دارن؟
سلام و درود
من هر بیشتر روزها احساس میکنم که در ذهنم جمله های زیادی هست که میتوانم بنویسم اما چون ذهن پر از دغدغه های روزمره است یا خیلی وقتها جمله ها رو فراموش میکنم و یا فرصت نوشتنش رو پیدا نمیکنم،چیکار کنم که بتونم هرچیزی که به ذهنم میاد رو به شیوه ی یک متن زیبا دربیارم؟
من ذهن خیلی خوب و خلاقی دارم و میتونم واژه هایی رو سر هم کنم و ازشون کار بکشم که هیچ کس حتی بهشون فکر نمیکنه ! میتونم جوری به جزییات بپردازم و زیبا بنویسم که همه مجذوب متنم بشن ! ولی مشکلی که من دارم روی شروع هست ؛ معمولا اگر بخوام نوشته ی خوبی بنویسم باید نیم ساعت یا بیشتر به ابتدای متن و نوشتار فکر کنم و اگر اونو بنویسم بقیه کار حل میشه ولی همیشه حس میکنم شروع متن را با اینکه خیلی طولش میدم ، خیلی خوب شروع نمیکنم و همین باعث زشت شدن بقیه ی متن میشه !
سلام وقت بخیر
من تو یه پاکست با شما آشنا شدم من خیلی لذت میبرم از اینکه مینویسم
و پر از شادی و عشق میشم وقتی برای کسی میخونم
و لذت میبره
اما گاهی ایده ای دارم نمیتونم بنویسم
ذهنم از دستم به قلم و از قلم به صفحه نمیاد
گاهی هم مینویسم میترسم از خواندنش
میترسم شبیه نباشه با نوشته های جهان
بعضی اوقات قوانین رو رعایت نمیکنم در نوشتن نمیدونم این خوبه یا بد
و دایره لغاتم هم محدود هست
سلام وقت بخیر
من تو یه پادکست با شما آشنا شدم من خیلی لذت میبرم از اینکه مینویسم
و پر از شادی و عشق میشم وقتی برای کسی میخونم
و لذت میبره
اما گاهی ایده ای دارم نمیتونم بنویسم
ذهنم از دستم به قلم و از قلم به صفحه نمیاد
گاهی هم مینویسم میترسم از خواندنش
میترسم شبیه نباشه با نوشته های جهان
بعضی اوقات قوانین رو رعایت نمیکنم در نوشتن نمیدونم این خوبه یا بد
و دایره لغاتم هم محدود هست
سلام احساس میکنم
یعنی درواقع حقیقته که اصلا ذهن خلاقی ندارم و نمیدونم باید چیکار کنم
مشکل اصلی من اینه ایده تو ذهنم میاد، ابتدا و انتهای داستانم رو میدونم اما توی شرح داستان خلاق نیستم، چکار کنم؟