سلام شمادرنویسندگی در۱۰هفته فرمودید چکیده پارگراف اول ودوم هرداستانی روبخونیدوبگید براتون جذاب بوده یانه میشه دقیقا بفرماید یک مثال بزنید

تحقیق و مطالعه

ارادت،بعد از چند سال تصمیم گرفتم تموم نوشته های پراکندم در مورد یک موضوع رو بارها و بارها مرور کنم و با کمک گرفتن از یک سری ابزار اون ها رو ب یک خط روند یا ی کتاب تبدیل کنم.
۹۰ درصد خواسته ای ک داشتم کامل شده
موضوع نوشته هام در مورد شرایطی ک هر انسانی پس از شکست درونش گرفتار میشه
قبل از هر چیزی بدنبال تایید ماثر بودن نوشته ها از یک کننده میگردم
و از طرفی سرقت ادبی نشدن آثار دغدغم شده و از طرفی دلم میخواد هر چ زودتر ب دست مخاطب نیاز برسه.

لطفا اگر میتونید راهنماییم کنید.

مخاطب‌یابی و انتشار

سلام وقت بخیر
میخواستم بدونم که تحقیق برای نوشتن داستان کوتاه چقدر مهمه؟ درواقع سوال اصلیم اینه که آیا تحقیق اون حالت اولیه و اصیل یک قصه رو از بین نمیبره؟ و سوال آخر اینکه چه میزان باید تحقیق کرد و چه میزان باید نتایج تحقیق رو در نوشتن داستان کوتاه دخالت داد؟

تحقیق و مطالعه

سلام چطوری هر روز هم بداهه بنویسیم هم کتاب بخونیم؟

عادت‌سازی

مشکل اصلی من اینه ایده تو ذهنم میاد، ابتدا و انتهای داستانم رو می‌دونم اما توی شرح داستان خلاق نیستم، چکار کنم؟

ایده‌یابی و خلاقیت

سلام استاد. وقتتون بخیر. برای آزادنویسی هر سری باید متن جدید بنویسیم؟ یا اینکه میشه ادامه آزادنویسی قبلی رو بنویسیم؟ در اصل بشه دنباله دار

عادت‌سازی

سلام ودرود
جایی توصیه ای فرمودید راجع به قلم مناسب نویسندگان برای نوشتن روی کاغذ
اگر ممکنه دوباره بفرمائید
سپاسگزارم

عادت‌سازی

سلام وقتتون بخیر استاد، دوره جدید چه زمانی برگزار میشه؟

تحقیق و مطالعه

سلام احساس میکنم
یعنی درواقع حقیقته که اصلا ذهن خلاقی ندارم و نمی‌دونم باید چیکار کنم

ایده‌یابی و خلاقیت

سلام.
نظرتون در رابطه با نویسندگی با هوش مصنوعی چیه؟

عادت‌سازی

من داستان نویسی بلد نیستم راستش قصدم ندارم یاد بگیرم ولی داستان زندگی و چالش هایی رو که با مادر نارسیسیزمم داشتم رو نوشتم . حدود ۴۰ صفحه حتما یک روایتگر میتونه کار با ارزش تری ازش دربیاره . حیفم میاد که چاپ نشه .منو راهنمایی میفرمایید ؟
۰۹۱۲۳۳۸۰۰۳۰ فاضل

توان گسترش متن

سلام استادعزیزم کوتاه راجب دق‌دقه‌ام‌ مینویسم هربار با خواندن و شنیدن حرفای شما مسیر زندگی برام روشن‌تر میشه. درحال حاضر با وجود شرایط پیش امده من هنوز امید و انگیزه برای زندگی و رسیدن به آرزوهامو‌دارم. علاقه زیادی دارم به نوشتن با توجه به آموزش‌های شما من فارق از سبک و نوع نوشتن، فقط در سبک‌های متفاوت نوشتم. شعر، داستان‌کوتاه، داستان‌کودک، هرچی که شد فقط نوشتم متوجه شدم‌فقط به نوشتن دق‌دقه‌هام و نوشتن افکارم و زندگی و‌تجربه‌هام‌علاقه دارم. به نوشتن تجربیاتم در قالب کتاب و‌داستان‌کوتاه، علاقه دارم در مسیر هنریم سردرگم و‌کلافه‌ام.

یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

سلام. تفاوت بین یاوه گویی ذهنی و حقیقت و الهام بسیار زیاد است. اگر همه کتابها الهام‌بود نویسنده ها پیامبر بودندو کتابشان‌کتاب خدا بود.

عادت‌سازی

یه جایی دیگه نوشتن و‌خوندن کمکی نمیکنه .فقط باید سکوت کرد تا شنید.

مخاطب‌یابی و انتشار

سلام وقت بخير
با سپاس فراوان از توجه شما من تقریبا یک هفته پیش شاید بیشتر دوام پرسش از شما پرسیدم اما هنوز جوابی دریافت نکردم ممنون میشم جواب بدین

مخاطب‌یابی و انتشار

سلام و روز خوش
خواستم از همه آموزه‌ها و راهنمایی‌های ارزشمندتون صمیمانه تشکر کنم.
بعد از مدتی فکر کردن، تصمیم گرفتم بالاخره کانال خودم رو راه‌اندازی کنم و طبق اصولی که شما گفتید، اول از همه سراغ انتخاب اسم رفتم؛ اسمی که هم هدفم رو نشون بده، هم خلاقانه باشه و هم خوش‌آوا.
با الهام از یکی از تمرین‌های وبینار «نویسنده‌ساز»، به اسم «زن سنگیشه‌ای» رسیدم. تو اون تمرین به مفهوم «استقلال» مزه و جنس و حس دادم و در نهایت به این برداشت رسیدم که استقلال برای من جنسی شبیه سنگ داره، اما در عین حال می‌تونه مثل شیشه شکننده باشه. از نگاه من، زن مستقل هم همینه؛ در ظاهر محکم و استوار، اما در درون می‌تونه لطیف و آسیب‌پذیر باشه.
خیلی خوشحال می‌شم نظر شما رو درباره این اسم بدونم و اینکه به نظرتون برای محتوایی که می‌خوام درباره کتاب‌ها، فیلم‌ها و تجربه‌های شخصی‌ام در مسیر استقلال بنویسم مناسب هست یا نه.
با سپاس از وقتی که میزارید و میخونید.

مخاطب‌یابی و انتشار

سلام و روز خوش
خواستم از همه آموزه‌ها و راهنمایی‌های ارزشمندتون صمیمانه تشکر کنم.
بعد از مدتی فکر کردن، تصمیم گرفتم بالاخره کانال خودم رو راه‌اندازی کنم و طبق اصولی که شما گفتید، اول از همه سراغ انتخاب اسم رفتم؛ اسمی که هم هدفم رو نشون بده، هم خلاقانه باشه و هم خوش‌آوا.
با الهام از یکی از تمرین‌های وبینار «نویسنده‌ساز»، به اسم «زن سنگیشه‌ای» رسیدم. تو اون تمرین به مفهوم «استقلال» مزه و جنس و حس دادم و در نهایت به این برداشت رسیدم که استقلال برای من جنسی شبیه سنگ داره، اما در عین حال می‌تونه مثل شیشه شکننده باشه. از نگاه من، زن مستقل هم همینه؛ در ظاهر محکم و استوار، اما در درون می‌تونه لطیف و آسیب‌پذیر باشه.
خیلی خوشحال می‌شم نظر شما رو درباره این اسم بدونم و اینکه به نظرتون برای محتوایی که می‌خوام درباره کتاب‌ها، فیلم‌ها و تجربه‌های شخصی‌ام در مسیر استقلال بنویسم مناسب هست یا نه.
با سپاس از وقتی که میزارید و میخونید

مخاطب‌یابی و انتشار

سلام اوستا کتابی معرفی می‌کنید برای شناختن سوگیری‌ها و دلیل آنها و چگونگی مقابله با آنها

تحقیق و مطالعه

سلام وقت بخیر
من تو یه پادکست با شما آشنا شدم من خیلی لذت میبرم از اینکه مینویسم
و پر از شادی و عشق میشم وقتی برای کسی میخونم
و لذت میبره
اما گاهی ایده ای دارم نمیتونم بنویسم
ذهنم از دستم به قلم و از قلم به صفحه نمیاد
گاهی هم مینویسم میترسم از خواندنش
میترسم شبیه نباشه با نوشته های جهان
بعضی اوقات قوانین رو رعایت نمیکنم در نوشتن نمی‌دونم این خوبه یا بد
و دایره لغاتم هم محدود هست

ایده‌یابی و خلاقیت

سلام وقت بخیر
من تو یه پاکست با شما آشنا شدم من خیلی لذت میبرم از اینکه مینویسم
و پر از شادی و عشق میشم وقتی برای کسی میخونم
و لذت میبره
اما گاهی ایده ای دارم نمیتونم بنویسم
ذهنم از دستم به قلم و از قلم به صفحه نمیاد
گاهی هم مینویسم میترسم از خواندنش
میترسم شبیه نباشه با نوشته های جهان
بعضی اوقات قوانین رو رعایت نمیکنم در نوشتن نمی‌دونم این خوبه یا بد
و دایره لغاتم هم محدود هست

ایده‌یابی و خلاقیت

سلام سوال من درمورد این است که چطور داستان هایی خوب پیدا کنیم؟ که به قول شما پیرنگ مستحکمی داشته باشند؟

یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

استاد عزیز من سوالی نداشتم فقط آمدم بگویم آنققققققدر از زحمات شما سپاسگزارم که خدا می داند شما برای من چراغ راه هستید شاید آنلاین نباشم در وبینارهایتان اما همه را آفلاین گوش میدهم و انجام می‌دهم و از شما بسیار سپاسگذارم برای تک تک کارهایتان در کانالتان و وبینارهایتان

عادت‌سازی

من ذهن خیلی خوب و خلاقی دارم و میتونم واژه هایی رو سر هم کنم و ازشون کار بکشم که هیچ کس حتی بهشون فکر نمیکنه ! میتونم جوری به جزییات بپردازم و زیبا بنویسم که همه مجذوب متنم بشن ! ولی مشکلی که من دارم روی شروع هست ؛ معمولا اگر بخوام نوشته ی خوبی بنویسم باید نیم ساعت یا بیشتر به ابتدای متن و نوشتار فکر کنم و اگر اونو بنویسم بقیه کار حل میشه ولی همیشه حس میکنم شروع متن را با اینکه خیلی طولش میدم ، خیلی خوب شروع نمیکنم و همین باعث زشت شدن بقیه ی متن میشه !

ایده‌یابی و خلاقیت

امروز فیلم بارگشت آندره زویا گیتسنف را دیدم نمی دونم سوالاتی برای من مطرح شد که جوابشون نگرفتم.
۱_چرا بچه ها با پدری که هیچوقت ندیده بودن یهو به این زودی و یک روزه رفتن همچین سفر خطرناکی؟
۲_چرا مادر اینقدر بی خیال بود و بچه های طفل معصوم رو همراهی نکرد؟
۳_! پدر تاحالا کدوم قبری بود و چرا مادر راحت اونو پذیرفت؟
۴_ تکلیف بچه ها چی میشه در این جزیره که دورتادورش فقط ابه؟ میخوان با ماشین از دریا ردشن؟!
۵_چرا حالا توی این فیلمهایی که بهشون گفته میشه معناگرا اینقدر مشکل و سوال بی جواب وجود داره؟
۶_ دقیقا نکته این فیلم و وجه تمایز این فیلم نسبت به فیلمهایی که از دید ما بدرد نخور هستند چیست؟
متشکرم.امیدوارم استاد در یک وبینار از نویسنده ساز به این سوالات جواب بدهند اگر سوال را ببینند انشاااله

تحقیق و مطالعه

سلام دیروز که آخر وبینار نویسنده ساز خودم رو رسوندم، انگار انگیزه پیدا کردم که برم اون چند تا داستان جا مونده از 100 داستان 6 رو بخونم. نوبت سان شاین کوروش اسدی بود. چه داستانی. کیف کردم. از این سه تا جمله هم خوشم اومد:
خرابِ آن خالی خط ابروش بودم و نمی‌فهمید.
ما بد وقتی به تور هم خوردیم.
تو اصلاً می‌دانی خراب یعنی چه؟

یاد جریان قصه قصه افتادم:
سان شاین یعنی چی؟
امشب دوباره داستان رو خوندم این خط ها رو در آوردم:
قاشقِ بستنی توت فرنگی را که روش یک تکه آناناس بود برد طرف دهانش و گفت سان شاین یعنی چی؟
گفت خوشگل یعنی چی؟ و لب‌هاش را روی هم فشار داد. گفتم یعنی سان شاین. گفت من خوشگلم؟ گفتم آره، مخصوصاً وقتی سان شاین می‌خوری، بیا همیشه سان شاین بخوریم.

چه استعاره‌ی چند لایه‌ای سان شاین و باران و خط ابرویی که تعمیر می‌شود و حال خرابی که به جا می‌گذارد.
آیا داستان مونولوگ نبود می‌توانست به همین مقدار اثرگذار باشد؟

باز ممنون
ببخشید که عصر نتونستم به وبینار بیام. دیگه پیر شدم و رفتن سر کار و برگشتن و سرمایی که از جونم در نیومده و کرسی گرم مادر مانع بود که خودم رو سرپا نگه دارم. دوست داشتم بیام و تشکر کنم برای انتخاب این داستان.

یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

سلام استاد، وقتتون بخیر. بعنوان یک مادر برای افزایش آگاهی و رشد فکری خودم و دوفرزندم قصد مطالعه بیشتر و همزمان انتشار مطالب اموخته شده در تلگرام رو دارم. چه مسیری باید پیش بگیرم؟ آموزش های خاصی برای نوشتن یا موارد دیگه باید ببینم بجز سیر مطالعاتی که قراره داشته باشم؟ لطفا راهنمایی کنید

تحقیق و مطالعه

سلام استاد وقتتون بخیر
امیدوارم حالتون خوب باشه.

در دوره‌ی نویسندگی خلاق، تأکید ویژه‌ای به نوشتن از زندگی، خاطرات شخصی و تجربه‌های زیسته داشتید. در وبینارها هم، به‌طور مشخص روی روزانه‌نویسی، قطعه‌نویسی و رخدادنویسی تأکید می‌کنید.

سوالی که برام پیش اومده، مربوط به نسبت تخیل با روزانه‌نویسیه. تجربه‌ی شخصی من این بوده که بخش زیادی از قطعه‌نویسی‌ها و رخدادنویسی‌ها، از دل روزانه‌نویسی‌های منظم بیرون میاد؛ اما این تمرین مدتی برام دشوار و فرساینده بود. تا اینکه به شکلی غیرواقعی و گاهی فرامنطقی، اما همچنان بر مبنای اتفاقات روز، شروع به نوشتن کردم.
در این روند متوجه شدم تمایل دارم زندگی و رخدادهاش رو تخیلی‌تر تصور و روایت کنم. این نوع نوشتن برام انگیزه‌بخشه و اشتیاقم رو زنده نگه می‌داره.

از طرفی، با یادآوری تأکید شما به خاطره‌، قطعه‌ و رخداد نویسی، این نگرانی برام ایجاد شده که چنین رویکردی باعث کمرنگ شدن اهمیت اونها بشه؛ یا از سرِ دشواری مواجهه‌ی مستقیم با خاطره و واقعیت، به سمت نوشتن‌های مبهم و خیالی رفته باشم‌. یا شاید این انتخاب، به نوعی دستاویزِ فرار از رخدادهای واقعی تلقی بشه.

سؤال اصلی اینه:
تخیل تا چه اندازه می‌تونه در روزانه‌نویسی دخیل باشه؟
روزانه‌نویسی می‌تونه تخیل‌محور پیش بره، یا بهتره این وجه در آزادنویسی پررنگ‌تر دنبال بشه؟
می‌شه زندگی و رخدادهای واقعی رو فرامنطقی روایت کرد، یا بهتره هرکدوم به جای خود و به طور مستقل مورد توجه قرار بگیره؟

یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

سلام استاد جستار یا کتابی می‌شناسید که مرتبط باشد به مطلب زیر:

دلیل این که در زمان کنونی مانند گذشته و یا حتا قرن بیستم پیشرفت‌هایی در زمینه‌های ادبی، هنری، سیاسی و فلسفی نداریم

شاید پرسش بالا سوءتفاهم بسازد پس توضیحی بدهم. مشخصن پیشرفت وجود دارد. در اصل منظور عدم وجود مکتب است. پیشرفت‌ها در زمان حال به صورت تکی است نه گروهی از مردم

تحقیق و مطالعه

سلام استاد وقتتون بخیر
امیدوارم حالتون خوب باشه.

در دوره‌ی نویسندگی خلاق، تأکید ویژه‌ای به نوشتن از زندگی، خاطرات شخصی و تجربه‌های زیسته داشتید. در وبینارها هم، به‌طور مشخص روی روزانه‌نویسی، قطعه‌نویسی و رخدادنویسی تأکید می‌کنید.

سوالی که برام پیش اومده، مربوط به نسبت تخیل با روزانه‌نویسیه. تجربه‌ی شخصی من این بوده که بخش زیادی از قطعه‌نویسی‌ها و رخدادنویسی‌ها، از دل روزانه‌نویسی‌های منظم بیرون میاد؛ اما این تمرین مدتی برام دشوار و فرساینده بود. تا اینکه به شکلی غیرواقعی و گاهی فرامنطقی، اما همچنان بر مبنای اتفاقات روز، شروع به نوشتن کردم.
در این روند متوجه شدم تمایل دارم زندگی و رخدادهاش رو تخیلی‌تر تصور و روایت کنم. این نوع نوشتن برام انگیزه‌بخشه و اشتیاقم رو زنده نگه می‌داره.

از طرفی، با یادآوری تأکید شما به خاطره‌، قطعه‌ و رخداد نویسی، این نگرانی برام ایجاد شده که چنین رویکردی باعث کمرنگ‌شدن اهمیت اونها بشه؛ یا از سرِ دشواری مواجهه‌ی مستقیم با خاطره و واقعیت، به سمت نوشتن‌های مبهم و خیالی رفته باشم‌. یا شاید این انتخاب، به نوعی دستاویزِ فرار از رخدادهای واقعی تلقی بشه.

سؤال اصلی اینه:
تخیل تا چه اندازه می‌تونه در روزانه‌نویسی دخیل باشه؟
روزانه‌نویسی می‌تونه تخیل‌محور پیش بره، یا بهتره این وجه در آزادنویسی پررنگ‌تر دنبال بشه؟
می‌شه زندگی و رخدادهای واقعی رو در قالبی تخیلی روایت کرد، یا بهتره هرکدوم به جای خود و به طور مستقل مورد توجه قرار بگیره؟

یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

سلام روز بخیر

من تصمیم گرفتم به عنوان هدیه یک دفتر و چند قلم برای نوشتن و یادداشت برداری بهشان بدهم، دفتر من و بابا برای نوشتن.
خودم هم گاهی چند جمله خوب برایشان می‌نویسم که بدانند پیگیر تلاششان هستم.

دوست دارم چند کتاب خوب به پدرم هدیه بدهم و چند کتاب و تعدادی فیلم هم معرفی کنم که بخوانند و ببینید.

فیلمهایی که دیدنش بهشان امیدواری و انرژی و انگیزه بدهد و ترغیب‌شان کند تا بیشتر بخوانند و حتی بنویسند و فعالیتهای اجتماعی انجام دهند.

یک فلش هم در اختیارشان قرار بدهم که یاد بگیرن. فیلمهای مورد علاقه‌سان را دانلود و ذخیره کنند و به راحتی در صفحه تلویزیون ببینند.

پدر من حدود 70 سال سن دارند و اگر بیننند موضوع جالبی دارد و متن کتاب روان و قابل فهم است مشتاق خواندن و تمام کردن کتاب می شوند. البته می‌دانم که جملات قصار و گزین گویه ها را دوست دارند اما شاید به بعضی از انواع دیگر نوشته مثل شهر هم علاقه ‌مند بشوند.

می‌شود چند کتاب و فیلم خوب برای مطالعه پدرها معرفی کنید؟

تحقیق و مطالعه

سلام خدمت همگی و آقای کلانتری
سوالی داشتم خدمتتون و ديروز هم توی وبیدار شرکت مردم ولی متاسفانه وقت نشد که سوال رو مطرح کنم.
من مدتی هست که می‌نویسم حالا روزانه نویسی و یا ژورنال و دوره های زیادی هم بودم برای نویسندگی.
خواستم اینو بدونم که من خیلی مطالعه دارم و کتاب میخونم و حدود 5 یا 6 ماهی هستش که پشت سر هم و مکرر می‌نویسم و الان قلمم کمی بهتر شده
این امر طبیعی هستش؟
در من من موضوع و پی رنگ های نسبتا زیاد و خوبی به ذهنم میرسه

عادت‌سازی

سلام استادگرامی وقت شمابخیر

برای اینکه درنوشتن ، بتونیم این کاررو تبدیل به یک عادت روزانه بکنیم وبعداز مدتی کوتاه، دوباره کوتاهی در نوشتن نکنیم . چه راه هایی هست که این عادت تداوم پیدا کنه .؟
تشکر 🙏🏻

عادت‌سازی

سلام وقت شما بخیراستاد گرامی

چطوری میتونم روزانه نویسی رو تبدیل به یک عادت روزانه کنم؟ و بعداز مدتی کوتاه دوباره کناره گیری نکنم و این عادت تداوم داشته باشه ؟
ممنونم ازشما آقای کلانتری 🙏🏻

عادت‌سازی

سلام چطور یک تمرین روتین روزانه داشته باشم تا بهترین نتیجه رو بگیرم برای اینکه دایره لغات رو بالا ببرم؟

گسترش دایره‌ی واژگان

سلام آقای کلانتری
من داستان جنایی مینویسم داستان جلو میره تا موقعی که باید پرونده حل بشه اونجا گیر میکنم چجوری باید داستان رو جلو ببرم و پرونده رو حل کنم لطفا راهنمایی کنید
و من عاشق این ژانر هستم نمی خوام ولش کنم

توان گسترش متن

سلام. سوال من راجع به رابطه فرم و ظرفیت هست.

بخشی از نوشتن یادداشت توی تلگرام با این پرسش که «ظرفیت واقعی تلگرام چیه؟ چی توش ممکنه و چی نه؟ چیو باید انتخاب کرد و چیو نه؟» همیشه ابهام‌زده برایم باقی می‌ماند و شب‌هایی از انتشار جمله یا اندیشه‌هایی خودداری می‌کنم چون مطمئن نیستم آیا تلگرام بستر مناسبی برای‌شان هست یا نه؟

خیلی وقت‌ها تأکید روی بازنویسی با «فرم مناسب» توی تلگرام باعث می‌شود احساس کنم مطلب از دست رفته یا زیادی ساده‌سازی شده است و باز بپرسم: «فرم مناسب چی هست اصلا؟»

داشتن این نگاه که تلگرام را محلی برای نوشتن یک رشته پست دنباله‌دار و یا یک کتاب ببینم، نگاه ارزشمندیست اما هم‌زمان چنین نگاهی امکان تمرین و بازبینی همان موضوع توی فرم‌ها و یادداشت‌های مختلف را از من می‌گیرد و ظرفیت کم تلگرام هم مزید بر علت.

چه باید کرد؟ ظرفیت واقعی فرم‌ها را چطور باید سنجید؟

یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

سلام و درود خدمت اقای کلانتری
من علاقه ی زیادی به نوشتن شعر و داستان کوتاه دارم و آثاری هم در همین زمینه دارم که قبلا بعضی از انها را در انجمن های ادبی خوانده ام و حالا علاقه دارم در زمینه ی رشته تحصیلی ام که روانشناسی است،داستان کوتاه با مضمون روانشناسانه بنویسم،چطور میتونم در این کار موفق شوم؟ چه آثاری هست که در این زمینه مطالعه کنم؟

یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

کاربرد «ناگزیر» تو کدوم یک از این جمله‌ها درسته: (به معنی اینکه دیگر کسی نیست مرا وادار به خودکشی کند)

- دیگر کسی نیست مرا به ناگزیر خودکشی کند.
- دیگر کسی نیست مرا ناگزیرِ خودکشی کند.
- دیگر کسی نیست مرا ناگزیر به خودکشی کند.

از چند نفر پرسیدم که نویسنده هم بودند، هر کدام نظر متفاوتی داشتند، خواستم ببینم نظر شما چیه؟

یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

سلام و درود
من هر بیشتر روزها احساس میکنم که در ذهنم جمله های زیادی هست که میتوانم بنویسم اما چون ذهن پر از دغدغه های روزمره است یا خیلی وقتها جمله ها رو فراموش میکنم و یا فرصت نوشتنش رو پیدا نمیکنم،چیکار کنم که بتونم هرچیزی که به ذهنم میاد رو به شیوه ی یک متن زیبا دربیارم؟

ایده‌یابی و خلاقیت

سلام. وقت بخیر. چندوقت پیش پرسیدم: «آزادنویسی‌هایم دیگر شکسته نیست و کتابت می‌نویسم و این وضعیت گیجم کرده» و شما در پاسخ به این موضوع اشاره کردید که این تغییر خبر از «پیچیده‌شدن ذهن» می‌دهد. و بعد تأکید کردید که: «البته پیچیدگی خوب.» چند بار دیگر هم از این عبارت استفاده کردید. منظور از «پیچیدگی خوب» چیست؟

من پیچیدگی و سادگی را با توجه به جستار بختیار علی و «میزان ابهام» تعریف می‌کنم. سادگی را ساختاری که ابهام کمتری دارد(یک‌پارچگی بیش‌تر) و پیچیدگی را ساختاری که ابهام بیش‌تری دارد(ساختاری که اجزایش می‌توانند استقلال و روابط متفاوت داشته باشند) در نظر می‌گیرم.

با این نگاه، پیچیدگی خوب به ساختار یا چیدمان یا روابط اجزا اشاره می‌کند؟ خب این روابط یا ساختار چگونه است که «خوب» شمرده می‌شود؟ پیچیدگی بد، ارتباطی با انباشت دارد؟ سنجه و معیار پیچیدگی خوب چیست؟ ممنون می‌شم راهنمایی بفرمایید.

عادت‌سازی

سلام
کتاب شاهراه تاثیر گذاری بسیار تاثیر گذار و عالی وشاهراهی بسیار نورانی است برای راه یافتن به درون خود. ترکیب این کتاب و علم مطالعه ی ذهن و رفتار میتونه معجونی باشد برای درمان روح خسته ی خودمان . کمک و راهنمایی های شما میتواند این راه پرپیچ و خم را برایمان هموار و روشن کند.
برای شروع از کجا و چگونه شروع کنیم؟
برای وبلاگ روانشناسی خود قدمی مستحکم میخواهم بردارم بس صدالبته راهنمایی های شمارا بسیار زیاد نیاز دارم تا بتوانم این قدمهای کوچک را بزرگتر و مستحکم تر بردارم.

یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

سلام استاد برای یاد گرفتن کپی رایتینگ و تبلیغ نویسی کپی معرفی می‌کنید که تمرین هم داشته باشه

تحقیق و مطالعه

سلام شاهین عزیز

درباره‌ی شعر و داستان کودک پرسیدم. اینکه چه کتابهایی معرفی می‌کنید.
علاقه‌ی خودم در حوزه کودک هست.شاید چون هنوز داستان‌هایی که در کودکی و دبستان خوانده ام برایم زنده هستند.
فکر می‌کنم در نوشتن برای کودکان دستم بازترهست‌ومیزان‌حجم‌تخیل درون‌من،خودش را بهتر نمایان می‌کند.

در واقع ساختار،مشخصه‌و‌فُرم‌درست محتوایی که ارائه بشود و در قالب ذهن کودک نقش ببندد.کودک خودش را درونش ببیند.برایش دور و غریبه نباشد.
تازه با انواع حواس‌پرتی‌های جدید،به کتاب علاقه نشان بدهد.برای من مهم هستند.

تجربه خواندن کتاب در کودکی را نعمت بزرگی می‌دانم که حتی صحبت و کلامم را از آن نعمت می‌بینم.

غنی شدن ذهن کودک و شاد بودن و حس مطلوب داشتن ...

شبیه‌دغدغه‌وعشق‌هست...ودنیای‌زیبایی...

امیدوارم خوب ادا کرده باشم.🙏

راستش دنبال کتاب‌ها و‌مطالبی هستم که ملموس و واقعی باشند.و شما منبع های خوب دارید در آستین🙏

یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

سلام استاد وقت بخیر.
چند روز پیش گفتید که لازمه گاهی توی نوشته رفت و برگشت داشتهباشیم یعنی از موضوعی به موضوع دیگه بریم و برگردیم به موضوع اصلی. اما من هروقت توی نوشتههام یا حتی گفتگوی شفاهی از موضوع اصلی فاصله میگیرم نمیتونم به موضوع اصلی برگردم و این خیلی سخته وقتی هم که بخام برگردم نوشتهم انسجامشو از دست میده و حتی حوصله خودم هم سر میبره.
ممنون میشم دربارهش توضیح بدید.

توان گسترش متن

سلام وقت شما بخیر آقای کلانتری گرامی
من دوسال پیش بیشتر آموزش نویسندگی دیدم و یک کتاب مشترک داستان نویسی کوتاه نوشتم . وعلاقه دارم ودوس ادامه بدم و تاالان که ادامه ندادم گفتن بیهوده ست چون میگن: به عنوان شغل نمیتونی بهش نگاه کنی چون فقط علاقست وکاری دلی.. ومن نمیخوام،حتمادرآمد زیادی داشته باشه.امااگه تا حدی هم باشه خوب هست ..! وچون علاقه دارم.دوس دارم به نویسندگی ادامه بدم و انشالله به موفقیت برسم وپیشرفت کنم وازنظرشماچون دراین زمینه تجربیات واطلاعات شمابالاست وممنونم ازشما که استاد لطف کنید راهنماییم کنید. انشالله همیشه سلامت وپایبنده باشید.

مخاطب‌یابی و انتشار

سلام وقت شما بخیر آقای کلانتری گرامی
من دوسال پیش بیشتر آموزش نویسندگی دیدم و یک کتاب مشترک داستان نویسی کوتاه نوشتم . وعلاقه دارم ودوس ادامه بدم و تاالان که ادامه ندادم گفتن بیهوده ست چون میگن: به عنوان شغل نمیتونی بهش نگاه کنی چون فقط علاقست وکاری دلی.. ومن نمیخوام،حتمادرآمد زیادی داشته باشه.امااگه تا حدی هم باشه خوب هست ..! وچون علاقه دارم.دوس دارم به نویسندگی ادامه بدم و انشالله به موفقیت برسم وپیشرفت کنم وازنظرشماچون دراین زمینه تجربیات واطلاعات شمابالاست وممنونم ازشما که استاد لطف کنید راهنماییم کنید. انشالله همیشه سلامت وپایبنده باشید.

مخاطب‌یابی و انتشار

سلام استاد! چند وقتی‌ست به این فکر می‌کنم کسی مثل من که تا اینجا زندگی ، تقریباً هیچ پرسشی نداشته و ذهنش در پرسش‌گری و کاویدن جهان اطرافش تا حد زیادی ناموفق بوده. چگونه به پرسش‌گر بهتری تبدیل شود. یا به بیان ساده‌تر، چگونه پرسش‌های کار‌آمد‌تری از خود بپرسد. تا به وسیله‌ی دریافت‌ها، چرخه‌ها و فرآیند‌های آسیب‌‌زا را شناسایی کنند.البته می‌دانم که این پرسش پاسخش نیازمند یک مسیر است. آما ممنون می‌شوم حداقل راهنماییم کنید تا دقیق‌تر ببینم. تا موتور ذهنم حریق‌تر و کندوکاو‌تر.به سمت پرسش‌های بهتر سوق پیدا کند. من فکر می‌کنم اشکال کار من اینجا‌ست. گیر گذاشته و پرسش‌های کهنه افتادم. که هر روز من را «بی‌کنش‌تر« می‌کند.
البته می‌دانم بارها در این مورد صحبت کردید. اما فکر می‌کنم صحبت دوباره از این موضوع، برای دوستان هم سودمند باشد.

تحقیق و مطالعه

درود استاد
من از وقتی کانال زدم، خودم را متعهد کردم که هر روز مطلبی در کانالم منتشر کنم. از اینرو هر کتاب، فیلم و یا کلامی، جرقه‌ای می‌شه برای نوشتن. اولش خیلی هیجان دارم و با شوق می‌نویسم ولی بعد یهو انگار اون جرقه خاموش می‌شه و من می‌مونم با یه کار نیمه تموم. گسترش و تموم کردن متن برام سخت می‌شه. با این مشکل چه کنم؟ چطور این جرقه را پرورش بدم؟

توان گسترش متن

سلام وقت‌تون بخیر.
مدتیه احساس می‌کنم ذهن پرسشگر ندارم. تو بیشتر موقعیت‌ها خیلی به‌ندرت برام سؤال پیش میاد.
می‌خاستم بدونم این موضوع می‌تونه یه ضعف محسوب بشه؟

از طرف دیگه، مطمئن نیستم تعریف درستی از «ذهن پرسشگر» دارم یا نه؛ ممکنه برداشت من خام یا نادرست باشه، یا شاید برای پرسشگری فرایند خاصی باید طی بشه.

دوست دارم بدونم داشتن ذهن پرسشگر چقدر اهمیت داره؟
آیا هر نوع پرسشی ذهن رو ورزیده می‌کنه؟
و در نهایت ذهن پرسشگر و تفکر نقاد چه نسبتی با هم دارن؟

ایده‌یابی و خلاقیت

سلام استاد.
من همیشه از نوشتن توی وقت‌هایی که حسابی ناراحتم طفره می‌رفتم و الآنم طفره می‌رم. از نوشتن از ناراحتیام و احساسات منفیم.
اما چند وقت پیش مشاورم بهم گفت که همه‌ی احساسات منفیمو بنویسم. وقتایی که ناراحتم از ناراحتیام به زیباترین شکل بنویسم. بهترین کلماتو توی نوشتن از ناراحتیام استفاده کنم. یا به شیوه‌های مختلف بنویسمش. شکسته سالم نثر ادبی شعر و هر طوری که میشه نوشت. اینطوری هر حسی که دارمو به رسمیت میشناسمش و براش ارزش قائل میشم و باهاش روبهرو می‌شم. و برای حلش هم راهی پیدا میکنم.
این کار به نظر شما درسته؟
و می‌شه بگید که توی وقتایی که از نوشتن طفره می‌ریم چه جوری به نوشتن وصل بشیم به خصوص تو وقت ناراحتی که نوشتن حسابی لازمه؟

عادت‌سازی

سلام استاد! کتاب «تاریخ هنر« نشر نی خوبه با ترجمه‌ی علی رامین؟

تحقیق و مطالعه

واژه‌ی «تمایز» چندسالیست که مثل خوره به جانم افتاده‌. مدام می‌خوام شروع کنم و بنویسم ولی از خودم می‌پرسم: «این همه نویسنده‌ی حرفه‌ای هست، تو برگ کدوم درختی؟». در اصل من مانده‌ام که با کمالگرایی خودم چه کار کنم! نمی‌خوام نوشتن فقط ور دل خودم باشد. می‌خوام دیده بشم ولی نه با شرط باسن نمایی در اینستا ، بلکه با پیوند کار و هنری که باهاش خو گرفتم و باور دارم. چگونه در این زمینه به تمایز برسم؟ نویسنده‌ی متمایز چه ویژگی‌هایی دارد؟

مخاطب‌یابی و انتشار

درود استاد
من پیش از اینکه با شما آشنا شوم و وارد دنیای رمان‌جا شوم خیر سرم دو تا داستان بلند( البته قصدم رمان بود) نوشته‌بودم ولی در هیچ کدام نتوانسته‌بودم از پنجاه شصت صفحه فراتر بروم و الان هم برای این رمانی که می‌خواهم برای رمان‌جا بنویسم بیشتر از دو صفحه نتوانسته‌ام بنویسم. البته از کوتاهی و تنبلی خودم هم هست. من حتی سعی می‌کنم رمان‌های نویسندگانی مثل داستایوفسکی را بخوانم تا شگرد و راز اینکه چگونه می‌توانسته‌اند چنین رمان‌های قطوری بنویسند را درآورم، ولی در عمل می‌بینم نمی‌توانم مثل آن‌ها متنم را گسترش دهم. چه می‌توانم کرد؟

توان گسترش متن

سلام. توان گسترش متن و پرسش من:
با گسترش متن توی بازه‌ی زمانی زیاد مشکلی ندارم. اما چطور در بازه‌ی زمانی کوتاه(مثلا در نیم تا یک‌ساعت) متن رو گسترش بدیم و البته خوب هم گسترش بدیم. چه تمرین‌هایی باید انجام داد؟
گاهی برای یادداشت‌نویسی در بازه‌ی زمانی کوتاه، مسئله‌ی ناتوانی گسترش و بعد جمع کردن متن رو دارم. خصوصا این‌که زمان‌هایی اصلا شوریدگی و جاریدگی رو ندارم و حساب‌گر می‌شم توی نوشتن.
ممنون می‌شم راهنمایی بفرمایید.

توان گسترش متن

سلام امکان داره در مورد نقد ادبی توضیحاتی بفرمایید؟ نقد ادبی چیست؟ چند نوع نقد داریم؟ چگونه نقد ادبی را بکار گیریم؟ ممنون میشم از لطفتون

یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

چرا در زمانهٔ ما مُهمَل‌گویی و مهمل‌نویسی این‌همه آسان‌تر شده است؟ چرا آدم‌ها بیش از پیش هرچیز مهملی را باور می‌کنند؟ حتا هرگونه تردیدی را بر این مهملات ناروا می‌پندارند! از زمین‌تخت‌گرایی بگیرید تا انواع تئوری توطئه، چگونه است که این مهملات این‌چنین خریدار دارد و مخاطب‌های‌شان بی‌شمارند؟ اطلاعات که به‌آسانی در دسترس‌اند و صحت‌سنجی‌شان سهل‌تر شده است، پس مشکل چیست؟

مخاطب‌یابی و انتشار

سلام. آقای کلانتری من یک مسئله‌ای با فرم دارم.
این‌که احساس می‌کنم فرم با تمام امکان درک دیگه‌ و زمینه‌ی یادگیری که می‌ده، قلم رو شکل می‌ده. در رابطه با خودم فکر می‌کنم وحشی می‌نوشتم. خودرو. بی‌تربیت. بدون تربیت. و نه خوب. ولی خودم رو. اما می‌ترسم فرم، قلمم رو اهلی کنه.
شاید در نسخه‌ی اول و کمتر ویراسته یا ویراسته‌ی شوریده، نوشته وحشی‌تر هست و توی ویرایش و بازنویسی شدید، اهلی‌تر می‌شه و من گاهی از خودم می‌پرسم این بازنویسی و ویرایش باعث نمی‌شه من از خودم دورتر بشم؟ یا حداقل من بازنویسی‌ای که باعث نشه از خودم دور بشم رو بلد نیستم.
شما معمولا به این جمله زیاد اشاره می‌کنید: «داری یواش‌یواش به خودت نزدیک‌تر می‌شی.» من خیلی به این جمله فکر می‌کنم و از خودم همیشه می‌پرسم: «یعنی چی؟»شاید وقتی وحشی می‌نویسم اون بکری و منِ واقعی توی متن میاد. اما با فرم و بازنویسی و گنجاندن در ساختاری، دیگه انگار تلاش می‌کنم یه لباس زیبا تنم کنم(حالا این‌که به تنم زار می‌زنه رو فاکتور بگیریم). اون زمان، اون نوشته دیگه من نیست انگار. حتی گاهی می‌ترسم و فکر می‌کنم آزادنویسیم هم به فرم داره آغشته می‌شه گاهی. کتاب «نیستی‌شناسی مخاطب» رو دارم می‌خونم و چون هنوز تموم نشده، قطعی راجع بهش صحبت نمی‌کنم. اما نمی‌دونم، شاید سبک، مابین این اهلی‌شدگی حاصل از فرم و وحشی‌نویسی خودنویسِ نافرم هست و من بلد نیستم چطور از خودم دور نشم توی فرم. یا شاید هم دارم سخت می‌گیرم و مانع تجربه می‌شم. ممنون می‌شم راهنمایی کنید.

یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

درود برشما استادجان وقتتون بخیر.
استاد شما درحال حاضر جذب نیرو دارید؟

مخاطب‌یابی و انتشار

برای تقویت تخیل و خلاقیت چه تمرین‌هایی پیشنهاد می‌کنید؟ اصلن تقویت خلاقیت تمرین‌پذیر است یا ذاتی و از الهام می‌آید؟

ایده‌یابی و خلاقیت

سلام استاد
تصور کنید فردی در یک حوزه تخصصی (مانند هوش مصنوعی, روانشناسی, بازاریابی و...) به عنوان یک فرد مبتدی در حال مطالعه و کسب دانش است.
از طرفی دغدغه تولید محتوا با هدف نشر آنچه آموخته است دارد. یعنی حتی برای آموختن بهتر خودش در آن حوزه , می خواهد مطالبی بنویسد و تحت عنوان یک رسانه شخصی تخصصی مثلا در یک کانال تلگرامی منتشر نماید.
سوال اینجاست چگونه می توان تولید مطلب و مطالعه را همزمان به شکل موثرتری پیش برد؟
چگونه می توان نقطه شروع کوچکی از بین مفاهیم گسترده یک حوزه تخصصی برای خود انتخاب کرد, تا جریان نوشتن در کانال (رسانه شخصی ) آغاز شود؟
و چگونه می توان سردرگمی حاصل از یادگیری یک حوزه تخصصی را برای نوشتن روزانه بهتر مدیریت کرد؟

تحقیق و مطالعه

یک سال و اندی پیش بود که در مقاله‌ای که اسم سایتش رو به خاطر ندارم، مطلب جالبی در ارتباط با استراتژی محتوا خوندم.
کلیت موضوع یادم نیست ولی مضمونش این بود: «سردرگمی پیش‌روی فعالان محتوا: علایقی برای سوق دادن تان به پیشرفت یا هدفی مبهم با استراتژی بی بهره از عمق؟»
در کل مقاله توضیح میداد که از بعد کرونا خیلی از جوان‌ها و به خصوص نسل جدید با پرهیز از حضور مستمر در صحنه اجتماع و کسب تجربیات و دور شدن از فضای تحصیلات حقیقی، به مرور سبب شده تا به یک دیدگاه غیرواقع بینانه از تولید و انتشار و یا حتا کسب درآمد از حوزه‌ی استراتژی محتوا برسن و گمان کنند که هرکس پا پیش گذاشت به راحتی میشه ازش تقلید کرد و به همان میزان در جذب مخاطب (با سنگ بنای علایق و ترجیحات شخصی) تأثیر گذار بود‌. و حالا بیشتر از هر زمانی با این دوگانگی ذهنی مواجه میشم: «کی به مسیرم ادامه بدم و کی ازش دست بکشم؟» کدام دسته از افراد در این مسیر کم نمیارن و همیشه میتونن با همون استراتژی خودشون پیش برن؟ البته منظورم این نیست که برام جذب و سلایق اکثر مخاطبین مهم باشه، بلکه می‌خوام راهنمایی کنید تا به درک بهتری از تفاوت بین استراتژی کوتاه مدت با درازمدت برسم.

مخاطب‌یابی و انتشار

سلام استاد. از آنجایی که برای بهتر شدن در نوشتن نیاز به فیزتوراپی قلمی (آزاد‌نویسی) هست و نمی‌شود با پر‌خوانی؛ ضرر کم‌نویسی را جبران کرد. و می‌دانم نویسندگان بزرگ؛ همین چالش‌رو داشتند. من نمی‌توانم بین این دو تعادل ایجاد کنم. جالب اینجاست که هروقت آزاد نویسی ندارم. روی کانالم هم، اثر داره به طور مستقیم. چه کنیم با این چالش که گریبان‌گیر همگان است.

عادت‌سازی

سلام استاد.

در دهکده‌ای که نان، غم بزرگ است، آیا نوشتن، نان می‌شود؟ پس چرا نویسنده‌ها گرسنه‌ترین‌اند؟

عادت‌سازی

سلام و خسته نباشید خاص برای استادی که خستگی در واژه دانش به معنی تلاش و تفکر هست.

استاد عزیز سالهاست با نوشته ها و گفته های شما همگام هستم و لی هنوز به مبتدی هستم و نیاز به آموزش و یاد گیری دارم و یکی از مهمترین دغدغه هایم همین گسترش واژه دان هست .
ممنون میشوم راهنمایی بفرمایید.

گسترش دایره‌ی واژگان

سلام استاد من از هفته پیش که مصاحبه‌ی رشد طنزیم با ریابوویچ چخوف رو پسندید و بهش بازخورد دادید، چخوف‌خوانی رو شروع کردم. رفتم سراغ مجموعه آثارش تو طاقچه و چند تا داستان کوتاه خوندم. ان‌شاالله سعی می‌کنم چخوف‌خوانی رو عادت‌سازی کنم. سعی می‌کنم هر هفته تو کانالم گزارش بدم که تو هفته‌ای که گذشت چی خوندم.
سال پیش هم با برنامه‌ی 52 بار خواندن یک اثر من درباره‌ی عشق چخوف رو 52 بار خوندم. از شما برای ایده‌های خلاقتون و اینکه متعهدید و ما رو هم با برنامه‌هاتون برای خوندن و نوشتن متعهد می‌کنید سپاسگزارم

عادت‌سازی

استاد برای عادت‌سازی رمان و داستان کوتاه چه پیشنهادی دارید چون من یادداشت تلگرامی یا چیزایی دیگر را به صورت روتین انجام می‌دهم اما سر رمان یا داستان کوتاه با وجود ایده خیلی تنبلی می‌کنم

عادت‌سازی

داشتن سبد کلمه برداری بی‌نهایت به من کمک کرد.
واژگانی که هیچ وقت در دایره لغات ذهنی من وجود نداشتن الان توی نوشته‌هام جاری شدن.
من اصلاً اهل خوندن شعر نبودم ولی حین کلمه‌برداری متوجه شدم چقدر شعر می‌تونه به گسترش واژگان کمک کنه.

گسترش دایره‌ی واژگان

از اینکه دوستان و فامیل به کانالم بپیوندن و برهنگی ذهنم رو ببینن و من رو با نوشته‌هام قضاوت کنند واهمه دارم.
چطور می‌تونم با این ترس کنار بیام؟

مخاطب‌یابی و انتشار

در جهانی که هوش مصنوعی می‌تواند در چند ثانیه میلیون‌ها منبع و مقاله و پژوهش را بخاند، خلاصه کند و حتا بدون سوگیری تحلیل بنویسد، جایگاه «تحقیق انسانی» دقیقن کجاست؟ آیا ما هنوز باید وقت خود را صرف جست‌وجو و تحقیق کنیم، آن هم وقتی ماشینی می‌تواند کار را بی‌وقفه و بسیار دقیق‌تر از ما انجام دهد؟ آیا انسان پژوهش‌گر در آینده به تماشاگرِ «دانش» تبدیل می‌شود، یا هنوز رازهایی هست که فقط ذهن جست‌وجوگر انسان قادر به کشف آن است؟

تحقیق و مطالعه

درود. من کانالم رو از دست دادم. دوباره باید شروع کنم. ظاهرا داستان‌هام و مطالب داستانی مقبولیت بیشتری داشت_از بازخوردایی که می‌شنیدم. بعضیاشهم ظاهرا اصلا درک نمی‌شده. بعضی هم خودم فکر کردم شاید بهتر بود نمی‌نوشتم.. توی وضعیتی هستم که نه مایل به سبک و سیاق قبل نوشتن هستم نه از اون دل می‌کنم که اصلا ننویسم. تصمیم گرفتم بیشتر از نوشتن، یه مدت مطالعه کنم و فیلم ببینم یا نهایتا بدون مخاطب بنویسم که لااقل رهاش نکنم تا بعد. یه جور سرگردانی در تداوم دارم فعلا. توی دفتر هم خوبه اما دقتم بالطبع کمتره و امکان تغییر و ویرایش نیز. اصلا توی این تردیدکه آیا بنویسم یا مدتی کنار بگیرم موندم . سایت رو هم مدتیه کمتر بهش پرداخته‌ام بااینکه اکثرا همان مطالب کانال بود. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید توی این وضعيت چه کاری میشه انجام داد که کمک مؤثره باشه به تداوم و حفظ صحیحش. تشکر

مخاطب‌یابی و انتشار

سلام، استاد از خیلی جاها شنیدم که تو بازه‌ی نوشتن رمان، کتاب خوندن ضرر داره. و ممکنه رمان و داستان‌هایی که خونده می‌شه روی رمانی که خودمون داریم می‌نویسم تاثیر بذاره.
نظر شما چیه؟ آیا توی بازه‌ی طولانی رمان‌نویسی می‌شه ادبیات داستانی خوند؟ مشتاقم توصیه‌ی شما رو بخونم.

عادت‌سازی

⸻

چگونه می‌توان نوشت به‌گونه‌ای که متن، در عین عمق و پختگی، توان جذب مخاطب را نیز داشته باشد؟
به بیان دیگر، چگونه می‌توان میان زبان عمومی و بیان تخصصی تعادل برقرار کرد؟
و آیا رعایت این تعادل و به طور کلی جذب مخاطب در آغاز مسیر نویسندگی ضرورتی دارد

مخاطب‌یابی و انتشار

من ایده هایی که در حین نوشتن سراغم میاد را بهتر می‌تونم پرورش بدم برای پرورش بهتر ایده هایی که در زمانی غیر از نوشتن میاد چه راه‌کاری را پیشنهاد می‌دهید؟

ایده‌یابی و خلاقیت