مخاطب‌یابی و انتشار

برای که بنویسیم؟‌کی و کجا منتشر کنیم؟

14 پاسخ

  1. ⸻

    چگونه می‌توان نوشت به‌گونه‌ای که متن، در عین عمق و پختگی، توان جذب مخاطب را نیز داشته باشد؟
    به بیان دیگر، چگونه می‌توان میان زبان عمومی و بیان تخصصی تعادل برقرار کرد؟
    و آیا رعایت این تعادل و به طور کلی جذب مخاطب در آغاز مسیر نویسندگی ضرورتی دارد

  2. درود. من کانالم رو از دست دادم. دوباره باید شروع کنم. ظاهرا داستان‌هام و مطالب داستانی مقبولیت بیشتری داشت_از بازخوردایی که می‌شنیدم. بعضیاشهم ظاهرا اصلا درک نمی‌شده. بعضی هم خودم فکر کردم شاید بهتر بود نمی‌نوشتم.. توی وضعیتی هستم که نه مایل به سبک و سیاق قبل نوشتن هستم نه از اون دل می‌کنم که اصلا ننویسم. تصمیم گرفتم بیشتر از نوشتن، یه مدت مطالعه کنم و فیلم ببینم یا نهایتا بدون مخاطب بنویسم که لااقل رهاش نکنم تا بعد. یه جور سرگردانی در تداوم دارم فعلا. توی دفتر هم خوبه اما دقتم بالطبع کمتره و امکان تغییر و ویرایش نیز. اصلا توی این تردیدکه آیا بنویسم یا مدتی کنار بگیرم موندم . سایت رو هم مدتیه کمتر بهش پرداخته‌ام بااینکه اکثرا همان مطالب کانال بود. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید توی این وضعيت چه کاری میشه انجام داد که کمک مؤثره باشه به تداوم و حفظ صحیحش. تشکر

  3. از اینکه دوستان و فامیل به کانالم بپیوندن و برهنگی ذهنم رو ببینن و من رو با نوشته‌هام قضاوت کنند واهمه دارم.
    چطور می‌تونم با این ترس کنار بیام؟

  4. یک سال و اندی پیش بود که در مقاله‌ای که اسم سایتش رو به خاطر ندارم، مطلب جالبی در ارتباط با استراتژی محتوا خوندم.
    کلیت موضوع یادم نیست ولی مضمونش این بود: «سردرگمی پیش‌روی فعالان محتوا: علایقی برای سوق دادن تان به پیشرفت یا هدفی مبهم با استراتژی بی بهره از عمق؟»
    در کل مقاله توضیح میداد که از بعد کرونا خیلی از جوان‌ها و به خصوص نسل جدید با پرهیز از حضور مستمر در صحنه اجتماع و کسب تجربیات و دور شدن از فضای تحصیلات حقیقی، به مرور سبب شده تا به یک دیدگاه غیرواقع بینانه از تولید و انتشار و یا حتا کسب درآمد از حوزه‌ی استراتژی محتوا برسن و گمان کنند که هرکس پا پیش گذاشت به راحتی میشه ازش تقلید کرد و به همان میزان در جذب مخاطب (با سنگ بنای علایق و ترجیحات شخصی) تأثیر گذار بود‌. و حالا بیشتر از هر زمانی با این دوگانگی ذهنی مواجه میشم: «کی به مسیرم ادامه بدم و کی ازش دست بکشم؟» کدام دسته از افراد در این مسیر کم نمیارن و همیشه میتونن با همون استراتژی خودشون پیش برن؟ البته منظورم این نیست که برام جذب و سلایق اکثر مخاطبین مهم باشه، بلکه می‌خوام راهنمایی کنید تا به درک بهتری از تفاوت بین استراتژی کوتاه مدت با درازمدت برسم.

  5. چرا در زمانهٔ ما مُهمَل‌گویی و مهمل‌نویسی این‌همه آسان‌تر شده است؟ چرا آدم‌ها بیش از پیش هرچیز مهملی را باور می‌کنند؟ حتا هرگونه تردیدی را بر این مهملات ناروا می‌پندارند! از زمین‌تخت‌گرایی بگیرید تا انواع تئوری توطئه، چگونه است که این مهملات این‌چنین خریدار دارد و مخاطب‌های‌شان بی‌شمارند؟ اطلاعات که به‌آسانی در دسترس‌اند و صحت‌سنجی‌شان سهل‌تر شده است، پس مشکل چیست؟

  6. واژه‌ی «تمایز» چندسالیست که مثل خوره به جانم افتاده‌. مدام می‌خوام شروع کنم و بنویسم ولی از خودم می‌پرسم: «این همه نویسنده‌ی حرفه‌ای هست، تو برگ کدوم درختی؟». در اصل من مانده‌ام که با کمالگرایی خودم چه کار کنم! نمی‌خوام نوشتن فقط ور دل خودم باشد. می‌خوام دیده بشم ولی نه با شرط باسن نمایی در اینستا ، بلکه با پیوند کار و هنری که باهاش خو گرفتم و باور دارم. چگونه در این زمینه به تمایز برسم؟ نویسنده‌ی متمایز چه ویژگی‌هایی دارد؟

  7. سلام وقت شما بخیر آقای کلانتری گرامی
    من دوسال پیش بیشتر آموزش نویسندگی دیدم و یک کتاب مشترک داستان نویسی کوتاه نوشتم . وعلاقه دارم ودوس ادامه بدم و تاالان که ادامه ندادم گفتن بیهوده ست چون میگن: به عنوان شغل نمیتونی بهش نگاه کنی چون فقط علاقست وکاری دلی.. ومن نمیخوام،حتمادرآمد زیادی داشته باشه.امااگه تا حدی هم باشه خوب هست ..! وچون علاقه دارم.دوس دارم به نویسندگی ادامه بدم و انشالله به موفقیت برسم وپیشرفت کنم وازنظرشماچون دراین زمینه تجربیات واطلاعات شمابالاست وممنونم ازشما که استاد لطف کنید راهنماییم کنید. انشالله همیشه سلامت وپایبنده باشید.

  8. سلام وقت شما بخیر آقای کلانتری گرامی
    من دوسال پیش بیشتر آموزش نویسندگی دیدم و یک کتاب مشترک داستان نویسی کوتاه نوشتم . وعلاقه دارم ودوس ادامه بدم و تاالان که ادامه ندادم گفتن بیهوده ست چون میگن: به عنوان شغل نمیتونی بهش نگاه کنی چون فقط علاقست وکاری دلی.. ومن نمیخوام،حتمادرآمد زیادی داشته باشه.امااگه تا حدی هم باشه خوب هست ..! وچون علاقه دارم.دوس دارم به نویسندگی ادامه بدم و انشالله به موفقیت برسم وپیشرفت کنم وازنظرشماچون دراین زمینه تجربیات واطلاعات شمابالاست وممنونم ازشما که استاد لطف کنید راهنماییم کنید. انشالله همیشه سلامت وپایبنده باشید.

  9. سلام و روز خوش
    خواستم از همه آموزه‌ها و راهنمایی‌های ارزشمندتون صمیمانه تشکر کنم.
    بعد از مدتی فکر کردن، تصمیم گرفتم بالاخره کانال خودم رو راه‌اندازی کنم و طبق اصولی که شما گفتید، اول از همه سراغ انتخاب اسم رفتم؛ اسمی که هم هدفم رو نشون بده، هم خلاقانه باشه و هم خوش‌آوا.
    با الهام از یکی از تمرین‌های وبینار «نویسنده‌ساز»، به اسم «زن سنگیشه‌ای» رسیدم. تو اون تمرین به مفهوم «استقلال» مزه و جنس و حس دادم و در نهایت به این برداشت رسیدم که استقلال برای من جنسی شبیه سنگ داره، اما در عین حال می‌تونه مثل شیشه شکننده باشه. از نگاه من، زن مستقل هم همینه؛ در ظاهر محکم و استوار، اما در درون می‌تونه لطیف و آسیب‌پذیر باشه.
    خیلی خوشحال می‌شم نظر شما رو درباره این اسم بدونم و اینکه به نظرتون برای محتوایی که می‌خوام درباره کتاب‌ها، فیلم‌ها و تجربه‌های شخصی‌ام در مسیر استقلال بنویسم مناسب هست یا نه.
    با سپاس از وقتی که میزارید و میخونید

  10. سلام و روز خوش
    خواستم از همه آموزه‌ها و راهنمایی‌های ارزشمندتون صمیمانه تشکر کنم.
    بعد از مدتی فکر کردن، تصمیم گرفتم بالاخره کانال خودم رو راه‌اندازی کنم و طبق اصولی که شما گفتید، اول از همه سراغ انتخاب اسم رفتم؛ اسمی که هم هدفم رو نشون بده، هم خلاقانه باشه و هم خوش‌آوا.
    با الهام از یکی از تمرین‌های وبینار «نویسنده‌ساز»، به اسم «زن سنگیشه‌ای» رسیدم. تو اون تمرین به مفهوم «استقلال» مزه و جنس و حس دادم و در نهایت به این برداشت رسیدم که استقلال برای من جنسی شبیه سنگ داره، اما در عین حال می‌تونه مثل شیشه شکننده باشه. از نگاه من، زن مستقل هم همینه؛ در ظاهر محکم و استوار، اما در درون می‌تونه لطیف و آسیب‌پذیر باشه.
    خیلی خوشحال می‌شم نظر شما رو درباره این اسم بدونم و اینکه به نظرتون برای محتوایی که می‌خوام درباره کتاب‌ها، فیلم‌ها و تجربه‌های شخصی‌ام در مسیر استقلال بنویسم مناسب هست یا نه.
    با سپاس از وقتی که میزارید و میخونید.

  11. سلام وقت بخير
    با سپاس فراوان از توجه شما من تقریبا یک هفته پیش شاید بیشتر دوام پرسش از شما پرسیدم اما هنوز جوابی دریافت نکردم ممنون میشم جواب بدین

  12. ارادت،بعد از چند سال تصمیم گرفتم تموم نوشته های پراکندم در مورد یک موضوع رو بارها و بارها مرور کنم و با کمک گرفتن از یک سری ابزار اون ها رو ب یک خط روند یا ی کتاب تبدیل کنم.
    ۹۰ درصد خواسته ای ک داشتم کامل شده
    موضوع نوشته هام در مورد شرایطی ک هر انسانی پس از شکست درونش گرفتار میشه
    قبل از هر چیزی بدنبال تایید ماثر بودن نوشته ها از یک کننده میگردم
    و از طرفی سرقت ادبی نشدن آثار دغدغم شده و از طرفی دلم میخواد هر چ زودتر ب دست مخاطب نیاز برسه.

    لطفا اگر میتونید راهنماییم کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *