داستانی یا غیرداستانی؟ نمایشنامه یا فیلمنامه؟ شعر یا نثر؟
داستان بلند/رمان
داستان کوتاه
داستانک
زندگینامه
خودزندگینامه
خاطره
فیلمنامه
نمایشنامه
شعر/ترانه
داستان کودک و نوجوان
نثر ادبی
مقاله
جستار
یادداشت
کتاب غیرداستانی
گزینگویه
7 پاسخ
سلام. آقای کلانتری من یک مسئلهای با فرم دارم.
اینکه احساس میکنم فرم با تمام امکان درک دیگه و زمینهی یادگیری که میده، قلم رو شکل میده. در رابطه با خودم فکر میکنم وحشی مینوشتم. خودرو. بیتربیت. بدون تربیت. و نه خوب. ولی خودم رو. اما میترسم فرم، قلمم رو اهلی کنه.
شاید در نسخهی اول و کمتر ویراسته یا ویراستهی شوریده، نوشته وحشیتر هست و توی ویرایش و بازنویسی شدید، اهلیتر میشه و من گاهی از خودم میپرسم این بازنویسی و ویرایش باعث نمیشه من از خودم دورتر بشم؟ یا حداقل من بازنویسیای که باعث نشه از خودم دور بشم رو بلد نیستم.
شما معمولا به این جمله زیاد اشاره میکنید: «داری یواشیواش به خودت نزدیکتر میشی.» من خیلی به این جمله فکر میکنم و از خودم همیشه میپرسم: «یعنی چی؟»شاید وقتی وحشی مینویسم اون بکری و منِ واقعی توی متن میاد. اما با فرم و بازنویسی و گنجاندن در ساختاری، دیگه انگار تلاش میکنم یه لباس زیبا تنم کنم(حالا اینکه به تنم زار میزنه رو فاکتور بگیریم). اون زمان، اون نوشته دیگه من نیست انگار. حتی گاهی میترسم و فکر میکنم آزادنویسیم هم به فرم داره آغشته میشه گاهی. کتاب «نیستیشناسی مخاطب» رو دارم میخونم و چون هنوز تموم نشده، قطعی راجع بهش صحبت نمیکنم. اما نمیدونم، شاید سبک، مابین این اهلیشدگی حاصل از فرم و وحشینویسی خودنویسِ نافرم هست و من بلد نیستم چطور از خودم دور نشم توی فرم. یا شاید هم دارم سخت میگیرم و مانع تجربه میشم. ممنون میشم راهنمایی کنید.
دربارهی شعر و داستان کودک پرسیدم. اینکه چه کتابهایی معرفی میکنید.
علاقهی خودم در حوزه کودک هست.شاید چون هنوز داستانهایی که در کودکی و دبستان خوانده ام برایم زنده هستند.
فکر میکنم در نوشتن برای کودکان دستم بازترهستومیزانحجمتخیل درونمن،خودش را بهتر نمایان میکند.
در واقع ساختار،مشخصهوفُرمدرست محتوایی که ارائه بشود و در قالب ذهن کودک نقش ببندد.کودک خودش را درونش ببیند.برایش دور و غریبه نباشد.
تازه با انواع حواسپرتیهای جدید،به کتاب علاقه نشان بدهد.برای من مهم هستند.
تجربه خواندن کتاب در کودکی را نعمت بزرگی میدانم که حتی صحبت و کلامم را از آن نعمت میبینم.
غنی شدن ذهن کودک و شاد بودن و حس مطلوب داشتن …
شبیهدغدغهوعشقهست…ودنیایزیبایی…
امیدوارم خوب ادا کرده باشم.🙏
راستش دنبال کتابها ومطالبی هستم که ملموس و واقعی باشند.و شما منبع های خوب دارید در آستین🙏
سلام
کتاب شاهراه تاثیر گذاری بسیار تاثیر گذار و عالی وشاهراهی بسیار نورانی است برای راه یافتن به درون خود. ترکیب این کتاب و علم مطالعه ی ذهن و رفتار میتونه معجونی باشد برای درمان روح خسته ی خودمان . کمک و راهنمایی های شما میتواند این راه پرپیچ و خم را برایمان هموار و روشن کند.
برای شروع از کجا و چگونه شروع کنیم؟
برای وبلاگ روانشناسی خود قدمی مستحکم میخواهم بردارم بس صدالبته راهنمایی های شمارا بسیار زیاد نیاز دارم تا بتوانم این قدمهای کوچک را بزرگتر و مستحکم تر بردارم.
سلام و درود خدمت اقای کلانتری
من علاقه ی زیادی به نوشتن شعر و داستان کوتاه دارم و آثاری هم در همین زمینه دارم که قبلا بعضی از انها را در انجمن های ادبی خوانده ام و حالا علاقه دارم در زمینه ی رشته تحصیلی ام که روانشناسی است،داستان کوتاه با مضمون روانشناسانه بنویسم،چطور میتونم در این کار موفق شوم؟ چه آثاری هست که در این زمینه مطالعه کنم؟
بخشی از نوشتن یادداشت توی تلگرام با این پرسش که «ظرفیت واقعی تلگرام چیه؟ چی توش ممکنه و چی نه؟ چیو باید انتخاب کرد و چیو نه؟» همیشه ابهامزده برایم باقی میماند و شبهایی از انتشار جمله یا اندیشههایی خودداری میکنم چون مطمئن نیستم آیا تلگرام بستر مناسبی برایشان هست یا نه؟
خیلی وقتها تأکید روی بازنویسی با «فرم مناسب» توی تلگرام باعث میشود احساس کنم مطلب از دست رفته یا زیادی سادهسازی شده است و باز بپرسم: «فرم مناسب چی هست اصلا؟»
داشتن این نگاه که تلگرام را محلی برای نوشتن یک رشته پست دنبالهدار و یا یک کتاب ببینم، نگاه ارزشمندیست اما همزمان چنین نگاهی امکان تمرین و بازبینی همان موضوع توی فرمها و یادداشتهای مختلف را از من میگیرد و ظرفیت کم تلگرام هم مزید بر علت.
چه باید کرد؟ ظرفیت واقعی فرمها را چطور باید سنجید؟
7 پاسخ
سلام. آقای کلانتری من یک مسئلهای با فرم دارم.
اینکه احساس میکنم فرم با تمام امکان درک دیگه و زمینهی یادگیری که میده، قلم رو شکل میده. در رابطه با خودم فکر میکنم وحشی مینوشتم. خودرو. بیتربیت. بدون تربیت. و نه خوب. ولی خودم رو. اما میترسم فرم، قلمم رو اهلی کنه.
شاید در نسخهی اول و کمتر ویراسته یا ویراستهی شوریده، نوشته وحشیتر هست و توی ویرایش و بازنویسی شدید، اهلیتر میشه و من گاهی از خودم میپرسم این بازنویسی و ویرایش باعث نمیشه من از خودم دورتر بشم؟ یا حداقل من بازنویسیای که باعث نشه از خودم دور بشم رو بلد نیستم.
شما معمولا به این جمله زیاد اشاره میکنید: «داری یواشیواش به خودت نزدیکتر میشی.» من خیلی به این جمله فکر میکنم و از خودم همیشه میپرسم: «یعنی چی؟»شاید وقتی وحشی مینویسم اون بکری و منِ واقعی توی متن میاد. اما با فرم و بازنویسی و گنجاندن در ساختاری، دیگه انگار تلاش میکنم یه لباس زیبا تنم کنم(حالا اینکه به تنم زار میزنه رو فاکتور بگیریم). اون زمان، اون نوشته دیگه من نیست انگار. حتی گاهی میترسم و فکر میکنم آزادنویسیم هم به فرم داره آغشته میشه گاهی. کتاب «نیستیشناسی مخاطب» رو دارم میخونم و چون هنوز تموم نشده، قطعی راجع بهش صحبت نمیکنم. اما نمیدونم، شاید سبک، مابین این اهلیشدگی حاصل از فرم و وحشینویسی خودنویسِ نافرم هست و من بلد نیستم چطور از خودم دور نشم توی فرم. یا شاید هم دارم سخت میگیرم و مانع تجربه میشم. ممنون میشم راهنمایی کنید.
سلام امکان داره در مورد نقد ادبی توضیحاتی بفرمایید؟ نقد ادبی چیست؟ چند نوع نقد داریم؟ چگونه نقد ادبی را بکار گیریم؟ ممنون میشم از لطفتون
سلام شاهین عزیز
دربارهی شعر و داستان کودک پرسیدم. اینکه چه کتابهایی معرفی میکنید.
علاقهی خودم در حوزه کودک هست.شاید چون هنوز داستانهایی که در کودکی و دبستان خوانده ام برایم زنده هستند.
فکر میکنم در نوشتن برای کودکان دستم بازترهستومیزانحجمتخیل درونمن،خودش را بهتر نمایان میکند.
در واقع ساختار،مشخصهوفُرمدرست محتوایی که ارائه بشود و در قالب ذهن کودک نقش ببندد.کودک خودش را درونش ببیند.برایش دور و غریبه نباشد.
تازه با انواع حواسپرتیهای جدید،به کتاب علاقه نشان بدهد.برای من مهم هستند.
تجربه خواندن کتاب در کودکی را نعمت بزرگی میدانم که حتی صحبت و کلامم را از آن نعمت میبینم.
غنی شدن ذهن کودک و شاد بودن و حس مطلوب داشتن …
شبیهدغدغهوعشقهست…ودنیایزیبایی…
امیدوارم خوب ادا کرده باشم.🙏
راستش دنبال کتابها ومطالبی هستم که ملموس و واقعی باشند.و شما منبع های خوب دارید در آستین🙏
سلام
کتاب شاهراه تاثیر گذاری بسیار تاثیر گذار و عالی وشاهراهی بسیار نورانی است برای راه یافتن به درون خود. ترکیب این کتاب و علم مطالعه ی ذهن و رفتار میتونه معجونی باشد برای درمان روح خسته ی خودمان . کمک و راهنمایی های شما میتواند این راه پرپیچ و خم را برایمان هموار و روشن کند.
برای شروع از کجا و چگونه شروع کنیم؟
برای وبلاگ روانشناسی خود قدمی مستحکم میخواهم بردارم بس صدالبته راهنمایی های شمارا بسیار زیاد نیاز دارم تا بتوانم این قدمهای کوچک را بزرگتر و مستحکم تر بردارم.
کاربرد «ناگزیر» تو کدوم یک از این جملهها درسته: (به معنی اینکه دیگر کسی نیست مرا وادار به خودکشی کند)
– دیگر کسی نیست مرا به ناگزیر خودکشی کند.
– دیگر کسی نیست مرا ناگزیرِ خودکشی کند.
– دیگر کسی نیست مرا ناگزیر به خودکشی کند.
از چند نفر پرسیدم که نویسنده هم بودند، هر کدام نظر متفاوتی داشتند، خواستم ببینم نظر شما چیه؟
سلام و درود خدمت اقای کلانتری
من علاقه ی زیادی به نوشتن شعر و داستان کوتاه دارم و آثاری هم در همین زمینه دارم که قبلا بعضی از انها را در انجمن های ادبی خوانده ام و حالا علاقه دارم در زمینه ی رشته تحصیلی ام که روانشناسی است،داستان کوتاه با مضمون روانشناسانه بنویسم،چطور میتونم در این کار موفق شوم؟ چه آثاری هست که در این زمینه مطالعه کنم؟
سلام. سوال من راجع به رابطه فرم و ظرفیت هست.
بخشی از نوشتن یادداشت توی تلگرام با این پرسش که «ظرفیت واقعی تلگرام چیه؟ چی توش ممکنه و چی نه؟ چیو باید انتخاب کرد و چیو نه؟» همیشه ابهامزده برایم باقی میماند و شبهایی از انتشار جمله یا اندیشههایی خودداری میکنم چون مطمئن نیستم آیا تلگرام بستر مناسبی برایشان هست یا نه؟
خیلی وقتها تأکید روی بازنویسی با «فرم مناسب» توی تلگرام باعث میشود احساس کنم مطلب از دست رفته یا زیادی سادهسازی شده است و باز بپرسم: «فرم مناسب چی هست اصلا؟»
داشتن این نگاه که تلگرام را محلی برای نوشتن یک رشته پست دنبالهدار و یا یک کتاب ببینم، نگاه ارزشمندیست اما همزمان چنین نگاهی امکان تمرین و بازبینی همان موضوع توی فرمها و یادداشتهای مختلف را از من میگیرد و ظرفیت کم تلگرام هم مزید بر علت.
چه باید کرد؟ ظرفیت واقعی فرمها را چطور باید سنجید؟