یافتن گونه‌ی نوشتاری مناسب

داستانی یا غیرداستانی؟ نمایش‌نامه یا فیلم‌نامه؟ شعر یا نثر؟

  • داستان بلند/رمان
  • داستان کوتاه
  • داستانک
  • زندگی‌نامه
  • خودزندگی‌نامه
  • خاطره
  • فیلم‌نامه
  • نمایش‌نامه
  • شعر/ترانه
  • داستان کودک و نوجوان
  • نثر ادبی
  • مقاله
  • جستار
  • یادداشت
  • کتاب غیرداستانی
  • گزین‌گویه

12 پاسخ

  1. سلام. آقای کلانتری من یک مسئله‌ای با فرم دارم.
    این‌که احساس می‌کنم فرم با تمام امکان درک دیگه‌ و زمینه‌ی یادگیری که می‌ده، قلم رو شکل می‌ده. در رابطه با خودم فکر می‌کنم وحشی می‌نوشتم. خودرو. بی‌تربیت. بدون تربیت. و نه خوب. ولی خودم رو. اما می‌ترسم فرم، قلمم رو اهلی کنه.
    شاید در نسخه‌ی اول و کمتر ویراسته یا ویراسته‌ی شوریده، نوشته وحشی‌تر هست و توی ویرایش و بازنویسی شدید، اهلی‌تر می‌شه و من گاهی از خودم می‌پرسم این بازنویسی و ویرایش باعث نمی‌شه من از خودم دورتر بشم؟ یا حداقل من بازنویسی‌ای که باعث نشه از خودم دور بشم رو بلد نیستم.
    شما معمولا به این جمله زیاد اشاره می‌کنید: «داری یواش‌یواش به خودت نزدیک‌تر می‌شی.» من خیلی به این جمله فکر می‌کنم و از خودم همیشه می‌پرسم: «یعنی چی؟»شاید وقتی وحشی می‌نویسم اون بکری و منِ واقعی توی متن میاد. اما با فرم و بازنویسی و گنجاندن در ساختاری، دیگه انگار تلاش می‌کنم یه لباس زیبا تنم کنم(حالا این‌که به تنم زار می‌زنه رو فاکتور بگیریم). اون زمان، اون نوشته دیگه من نیست انگار. حتی گاهی می‌ترسم و فکر می‌کنم آزادنویسیم هم به فرم داره آغشته می‌شه گاهی. کتاب «نیستی‌شناسی مخاطب» رو دارم می‌خونم و چون هنوز تموم نشده، قطعی راجع بهش صحبت نمی‌کنم. اما نمی‌دونم، شاید سبک، مابین این اهلی‌شدگی حاصل از فرم و وحشی‌نویسی خودنویسِ نافرم هست و من بلد نیستم چطور از خودم دور نشم توی فرم. یا شاید هم دارم سخت می‌گیرم و مانع تجربه می‌شم. ممنون می‌شم راهنمایی کنید.

  2. سلام امکان داره در مورد نقد ادبی توضیحاتی بفرمایید؟ نقد ادبی چیست؟ چند نوع نقد داریم؟ چگونه نقد ادبی را بکار گیریم؟ ممنون میشم از لطفتون

  3. سلام شاهین عزیز

    درباره‌ی شعر و داستان کودک پرسیدم. اینکه چه کتابهایی معرفی می‌کنید.
    علاقه‌ی خودم در حوزه کودک هست.شاید چون هنوز داستان‌هایی که در کودکی و دبستان خوانده ام برایم زنده هستند.
    فکر می‌کنم در نوشتن برای کودکان دستم بازترهست‌ومیزان‌حجم‌تخیل درون‌من،خودش را بهتر نمایان می‌کند.

    در واقع ساختار،مشخصه‌و‌فُرم‌درست محتوایی که ارائه بشود و در قالب ذهن کودک نقش ببندد.کودک خودش را درونش ببیند.برایش دور و غریبه نباشد.
    تازه با انواع حواس‌پرتی‌های جدید،به کتاب علاقه نشان بدهد.برای من مهم هستند.

    تجربه خواندن کتاب در کودکی را نعمت بزرگی می‌دانم که حتی صحبت و کلامم را از آن نعمت می‌بینم.

    غنی شدن ذهن کودک و شاد بودن و حس مطلوب داشتن …

    شبیه‌دغدغه‌وعشق‌هست…ودنیای‌زیبایی…

    امیدوارم خوب ادا کرده باشم.🙏

    راستش دنبال کتاب‌ها و‌مطالبی هستم که ملموس و واقعی باشند.و شما منبع های خوب دارید در آستین🙏

  4. سلام
    کتاب شاهراه تاثیر گذاری بسیار تاثیر گذار و عالی وشاهراهی بسیار نورانی است برای راه یافتن به درون خود. ترکیب این کتاب و علم مطالعه ی ذهن و رفتار میتونه معجونی باشد برای درمان روح خسته ی خودمان . کمک و راهنمایی های شما میتواند این راه پرپیچ و خم را برایمان هموار و روشن کند.
    برای شروع از کجا و چگونه شروع کنیم؟
    برای وبلاگ روانشناسی خود قدمی مستحکم میخواهم بردارم بس صدالبته راهنمایی های شمارا بسیار زیاد نیاز دارم تا بتوانم این قدمهای کوچک را بزرگتر و مستحکم تر بردارم.

  5. کاربرد «ناگزیر» تو کدوم یک از این جمله‌ها درسته: (به معنی اینکه دیگر کسی نیست مرا وادار به خودکشی کند)

    – دیگر کسی نیست مرا به ناگزیر خودکشی کند.
    – دیگر کسی نیست مرا ناگزیرِ خودکشی کند.
    – دیگر کسی نیست مرا ناگزیر به خودکشی کند.

    از چند نفر پرسیدم که نویسنده هم بودند، هر کدام نظر متفاوتی داشتند، خواستم ببینم نظر شما چیه؟

  6. سلام و درود خدمت اقای کلانتری
    من علاقه ی زیادی به نوشتن شعر و داستان کوتاه دارم و آثاری هم در همین زمینه دارم که قبلا بعضی از انها را در انجمن های ادبی خوانده ام و حالا علاقه دارم در زمینه ی رشته تحصیلی ام که روانشناسی است،داستان کوتاه با مضمون روانشناسانه بنویسم،چطور میتونم در این کار موفق شوم؟ چه آثاری هست که در این زمینه مطالعه کنم؟

  7. سلام. سوال من راجع به رابطه فرم و ظرفیت هست.

    بخشی از نوشتن یادداشت توی تلگرام با این پرسش که «ظرفیت واقعی تلگرام چیه؟ چی توش ممکنه و چی نه؟ چیو باید انتخاب کرد و چیو نه؟» همیشه ابهام‌زده برایم باقی می‌ماند و شب‌هایی از انتشار جمله یا اندیشه‌هایی خودداری می‌کنم چون مطمئن نیستم آیا تلگرام بستر مناسبی برای‌شان هست یا نه؟

    خیلی وقت‌ها تأکید روی بازنویسی با «فرم مناسب» توی تلگرام باعث می‌شود احساس کنم مطلب از دست رفته یا زیادی ساده‌سازی شده است و باز بپرسم: «فرم مناسب چی هست اصلا؟»

    داشتن این نگاه که تلگرام را محلی برای نوشتن یک رشته پست دنباله‌دار و یا یک کتاب ببینم، نگاه ارزشمندیست اما هم‌زمان چنین نگاهی امکان تمرین و بازبینی همان موضوع توی فرم‌ها و یادداشت‌های مختلف را از من می‌گیرد و ظرفیت کم تلگرام هم مزید بر علت.

    چه باید کرد؟ ظرفیت واقعی فرم‌ها را چطور باید سنجید؟

  8. سلام استاد وقتتون بخیر
    امیدوارم حالتون خوب باشه.

    در دوره‌ی نویسندگی خلاق، تأکید ویژه‌ای به نوشتن از زندگی، خاطرات شخصی و تجربه‌های زیسته داشتید. در وبینارها هم، به‌طور مشخص روی روزانه‌نویسی، قطعه‌نویسی و رخدادنویسی تأکید می‌کنید.

    سوالی که برام پیش اومده، مربوط به نسبت تخیل با روزانه‌نویسیه. تجربه‌ی شخصی من این بوده که بخش زیادی از قطعه‌نویسی‌ها و رخدادنویسی‌ها، از دل روزانه‌نویسی‌های منظم بیرون میاد؛ اما این تمرین مدتی برام دشوار و فرساینده بود. تا اینکه به شکلی غیرواقعی و گاهی فرامنطقی، اما همچنان بر مبنای اتفاقات روز، شروع به نوشتن کردم.
    در این روند متوجه شدم تمایل دارم زندگی و رخدادهاش رو تخیلی‌تر تصور و روایت کنم. این نوع نوشتن برام انگیزه‌بخشه و اشتیاقم رو زنده نگه می‌داره.

    از طرفی، با یادآوری تأکید شما به خاطره‌، قطعه‌ و رخداد نویسی، این نگرانی برام ایجاد شده که چنین رویکردی باعث کمرنگ‌شدن اهمیت اونها بشه؛ یا از سرِ دشواری مواجهه‌ی مستقیم با خاطره و واقعیت، به سمت نوشتن‌های مبهم و خیالی رفته باشم‌. یا شاید این انتخاب، به نوعی دستاویزِ فرار از رخدادهای واقعی تلقی بشه.

    سؤال اصلی اینه:
    تخیل تا چه اندازه می‌تونه در روزانه‌نویسی دخیل باشه؟
    روزانه‌نویسی می‌تونه تخیل‌محور پیش بره، یا بهتره این وجه در آزادنویسی پررنگ‌تر دنبال بشه؟
    می‌شه زندگی و رخدادهای واقعی رو در قالبی تخیلی روایت کرد، یا بهتره هرکدوم به جای خود و به طور مستقل مورد توجه قرار بگیره؟

  9. سلام استاد وقتتون بخیر
    امیدوارم حالتون خوب باشه.

    در دوره‌ی نویسندگی خلاق، تأکید ویژه‌ای به نوشتن از زندگی، خاطرات شخصی و تجربه‌های زیسته داشتید. در وبینارها هم، به‌طور مشخص روی روزانه‌نویسی، قطعه‌نویسی و رخدادنویسی تأکید می‌کنید.

    سوالی که برام پیش اومده، مربوط به نسبت تخیل با روزانه‌نویسیه. تجربه‌ی شخصی من این بوده که بخش زیادی از قطعه‌نویسی‌ها و رخدادنویسی‌ها، از دل روزانه‌نویسی‌های منظم بیرون میاد؛ اما این تمرین مدتی برام دشوار و فرساینده بود. تا اینکه به شکلی غیرواقعی و گاهی فرامنطقی، اما همچنان بر مبنای اتفاقات روز، شروع به نوشتن کردم.
    در این روند متوجه شدم تمایل دارم زندگی و رخدادهاش رو تخیلی‌تر تصور و روایت کنم. این نوع نوشتن برام انگیزه‌بخشه و اشتیاقم رو زنده نگه می‌داره.

    از طرفی، با یادآوری تأکید شما به خاطره‌، قطعه‌ و رخداد نویسی، این نگرانی برام ایجاد شده که چنین رویکردی باعث کمرنگ شدن اهمیت اونها بشه؛ یا از سرِ دشواری مواجهه‌ی مستقیم با خاطره و واقعیت، به سمت نوشتن‌های مبهم و خیالی رفته باشم‌. یا شاید این انتخاب، به نوعی دستاویزِ فرار از رخدادهای واقعی تلقی بشه.

    سؤال اصلی اینه:
    تخیل تا چه اندازه می‌تونه در روزانه‌نویسی دخیل باشه؟
    روزانه‌نویسی می‌تونه تخیل‌محور پیش بره، یا بهتره این وجه در آزادنویسی پررنگ‌تر دنبال بشه؟
    می‌شه زندگی و رخدادهای واقعی رو فرامنطقی روایت کرد، یا بهتره هرکدوم به جای خود و به طور مستقل مورد توجه قرار بگیره؟

  10. سلام دیروز که آخر وبینار نویسنده ساز خودم رو رسوندم، انگار انگیزه پیدا کردم که برم اون چند تا داستان جا مونده از 100 داستان 6 رو بخونم. نوبت سان شاین کوروش اسدی بود. چه داستانی. کیف کردم. از این سه تا جمله هم خوشم اومد:
    خرابِ آن خالی خط ابروش بودم و نمی‌فهمید.
    ما بد وقتی به تور هم خوردیم.
    تو اصلاً می‌دانی خراب یعنی چه؟

    یاد جریان قصه قصه افتادم:
    سان شاین یعنی چی؟
    امشب دوباره داستان رو خوندم این خط ها رو در آوردم:
    قاشقِ بستنی توت فرنگی را که روش یک تکه آناناس بود برد طرف دهانش و گفت سان شاین یعنی چی؟
    گفت خوشگل یعنی چی؟ و لب‌هاش را روی هم فشار داد. گفتم یعنی سان شاین. گفت من خوشگلم؟ گفتم آره، مخصوصاً وقتی سان شاین می‌خوری، بیا همیشه سان شاین بخوریم.

    چه استعاره‌ی چند لایه‌ای سان شاین و باران و خط ابرویی که تعمیر می‌شود و حال خرابی که به جا می‌گذارد.
    آیا داستان مونولوگ نبود می‌توانست به همین مقدار اثرگذار باشد؟

    باز ممنون
    ببخشید که عصر نتونستم به وبینار بیام. دیگه پیر شدم و رفتن سر کار و برگشتن و سرمایی که از جونم در نیومده و کرسی گرم مادر مانع بود که خودم رو سرپا نگه دارم. دوست داشتم بیام و تشکر کنم برای انتخاب این داستان.

  11. سلام سوال من درمورد این است که چطور داستان هایی خوب پیدا کنیم؟ که به قول شما پیرنگ مستحکمی داشته باشند؟

  12. سلام استادعزیزم کوتاه راجب دق‌دقه‌ام‌ مینویسم هربار با خواندن و شنیدن حرفای شما مسیر زندگی برام روشن‌تر میشه. درحال حاضر با وجود شرایط پیش امده من هنوز امید و انگیزه برای زندگی و رسیدن به آرزوهامو‌دارم. علاقه زیادی دارم به نوشتن با توجه به آموزش‌های شما من فارق از سبک و نوع نوشتن، فقط در سبک‌های متفاوت نوشتم. شعر، داستان‌کوتاه، داستان‌کودک، هرچی که شد فقط نوشتم متوجه شدم‌فقط به نوشتن دق‌دقه‌هام و نوشتن افکارم و زندگی و‌تجربه‌هام‌علاقه دارم. به نوشتن تجربیاتم در قالب کتاب و‌داستان‌کوتاه، علاقه دارم در مسیر هنریم سردرگم و‌کلافه‌ام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *